تبليغاتX
عسل بانو
عشق به شکل پرواز پرندست...
هیییییییی!!

صابخونه انداختمون بیرون

دیگه اینجا جای من نیس

ولی یه حونه جدید خریدممممممم

بیا و ببین

منتظرم

عزت زیاد

فعلا"

http://yavarehamishekafer.blogfa.com

اینجاس

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 2:23  توسط Mory  | 

تنها نگاهم کن

آنگاه دل به تو خواهم داد

تنها صدایم کن

آنگاه تمامی وجودم نام تو را زمزمه خواهد کرد

تنها تو یادم کن

آنگاه با تو خواهم بود

با تو خواهم ماند با تو خواهم خواند

آنگاه با تو میگریم با تو میخندم

ودر دریای پر تلاطم قلبت چون قطره ای ناچیز خواهم ماند

تنها تو یادم کن

آنگاه در وجودت گم خواهم  شد

و زورق قلبم را به دست بادبان عشقت خواهم سپرد

آری!

تنها تبسمی از سوی تو کافیست تا از ژرفای وجودم عشقت را حس کنم!

 

 

سلام به همه رفیقای جونجونی خودم

مری فقط اومده بعد از ۲ ماه یه سلام عرض کنه و برای ۲ ماه دیگه از بلاگفا و همه بروبکس مهربونش خداحافظی کنه

حالا نوبت مری شده که مثل همه پسرای مفلوک بره خدمت

(خاری - دوری - محنت - تنهایی)

سعی میکنم زودتر برگردم

بازم دلم واسه همتون تنگ میشه.(خیلی زیاد)

فقط امیدوارم دلتنگی شدید واسه یاور همیشه مومنم مجبورم نکنه از پادگان فرار کنم

قربون شکل ماه تکتکتون

یا حق!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 13:18  توسط Mory  | 

 

بي تو هر شب غمتو به خلوت خودم ميبردم

 

خبري از تو نبود و لحظه ها رو ميشمردم

 

وقتي شب سحر ميشد به بيقراري

 

خودمو به دست گريه مي سپردم

 

گله و شكايتي از تو به لب نمي آوردم

 

تو به ياد من نبودي اما من واست ميمردم

 

من تو رو از تو ميخواستم كه به عشقت

 

در دنيا رو به روي خود ببندم

 

تو منو مثل يه بازيچه ميخواستي

 

كه واست گريه كنم واست بخندم

 

اما من واست ميمردم واست ميمردم

 

يه شبي بي تو تو دفترچه قلبم

 

اونجا كه آخر عشق و سرگذشته

 

زير اسم خودمون واست نوشتم

 

راست ميگي كه اون گذشته ها گذشته

 

تو منو با دريا دريا اشك چشمام نميخواستي

 

آخه تو بيشتر از اون گريه من گريه ميخواستي

 

تو منو مثل يه بازيچه مي خواستي اما من واست ميمردم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 2:2  توسط Mory  | 

خدا وکیلی نمیدونم چه جوری جواب اینهمه محبتو بدم

خیلی بزرگوارین

خیلی دوستون دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 14:51  توسط Mory  | 

 

 

خدايا!

 

من در محبوبترين اشيا نزد تو كه توحيد است تو را عبادت كردم

 

و در مقبوضترين امور كه كفر توست تورا معصيت نكردم

 

پس تو مابين ايندو هرچه كردم بر من ببخش

 

اي خدايي كه مافر و پناه من به سوي توست

 

مرا از هرچه ميترسم تو ايمن گردان

 

خدايا!

 

معصيتهاي بسيار مرا ببخش و طاعات اندك مرا بپذير

 

اي تنها وسيله ي من!  

 

اي مايه ي اميد و اعتماد من!

 

اي پناه و نگهبان من!

 

اي يگانه! اي يكتا!

 

اي آنكه اين سوره ي توحيد وصف توست:

 

(( اي رسول ما بگو به خلق او خداي يكتاست، از همه بي نياز است و همه به او نيازمندند، و هيچكس مثل و همتاي او نيست))

 

خدايا! با من آن كن كه لايق توست!

 

خدايا!

 

از تو درخواست ميكنم به حق مقام بلند توحيد تو و به علوٌ مرتبه ي علوٌيت و به حجتهاي تو بر خلق و به آن نامي كه از خلق پنهان داشته اي به محمد(ص) و خاندانش درود فرستي و در همه ي كارهاي من گشايش عطا كني و از دريچه اي كه من گمان دارم و از جايي كه من گمان ندارم مرا روزي ببخشي

 

البته تو به هركه خواهي روزي بيحساب عطا ميكني

 

آمين اي مهربانترين!

 

**************************************************

دوستاي گلم سلام!

 

امروز اومدم با يه زنبيل پر از عشق و صفا و خبراي خوب

 

مهمترين خبر كه خيلي خوشحالتون ميكنه اينه كه از امروز به مدت 3 ماه از دست Mory و حرفاي مزخرفش راحتين!

 

3 ماه وقت دارين از دست مزاحمتاي Mory يه نفس راحت بكشين

 

Mory هم 3 ماه وقت داره از دست اين تهران خراب شده و اين دود و ترافيك و شلوغي و درس و وبلاگ نويسي و چت و ازاين كوفت و زهر مارا يه نفس راحت بكشه!

 

آره دوستاي مهربونم. Mory عازم يه سفر سه ماهست!

 

امروز اومدم يه تشكر مشتي و چرب و چيلي از همه بروبكس بامعرفتي كه Mory هميشه مديون محبتاشونه بكنم و برم!

 

حوصله هم ندارم بشينم تكتك اسم همه رو بنويسم. خودشون ميدونن كين ديگه!

 

فقط اينو بگم كه دست همه ي شما دوستاي قشنگمو ميبوسم و از همتون به شدت متشكرم كه هميشه منو خجالت دادين و با قدمهاي سبزتون عسل بانو رو بهاري كردين و چراغ كلبه حقيرانه من و ياور هميشه مؤمنم رو روشن نگه داشتين!

 

دلمم به خاطر اين خدافظي خيلي گرفته!

 

واسه همين دوتا از قشنگترين مناجاتايي كه تو عمرم شنيدم رو براتون نوشتم.

 

مناجات بالاييه كه نميدونم مال كيه رو آجي مهربون گل قشنگم       سميرا  لطف كرد واسم فرستاد كه جا داره همينجا به خاطر تمام زحمتايي كه اون و آجی گلم  سلاله  برام كشيدن و تمام همدرديهايي كه باهام داشتن يه سپاسگذاري جانانه و اساسي و ازشون بكنم و دستشونو از دور ببوسم

 

اما اين مناجات پايينيه! اگه گفتين مال كيه؟

 

اين يكي ديگه مال خود خود  عسل بانوئه !

 

همون عسل بانويي كه قلب Mory واسه اون ميزنه.همونیکه Moryبه خاطر اون نفس میکشه. همون كه ياور هميشه مؤمن مريه و هيچوقت تنهاش نميذاره! همون كه اگه نبود اصلا" وبلاگي به اين اسم ساخته نميشد. همون كه اگه شعرا و مناجاتاي قشنگش نبود بايد در اين وبلاگو از همون روز اول گِل ميگرفتم!

 

آره واسه خود خوشه!

 

دلم خيلي براتون تنگ ميشه عزيزاي دلم!

 

اگه وسطاي تابستون اومدم تهران حتما" به همتون سر ميزنم!

 

راستي! يه خواهشم از شما دوستاي گلم دارم.

 

اينكه تو اين 3 ماه نزارين چراغ كلبه كوچيك و عشقولانه ي من و عشقم خاموش شه و با قدمهاي پر مهرتون نورانيش كنين!

 

ميخوام وقتي برگشتم كنتور وبلاگم تركيده باشه!

 

شماره تعداد نظراتم يه عدد نجومي بشه!

 

بازم ممنون از شما دوستاي بزرگوار و نظرات پر از مهر و محبتتون!

 

دلم خيلي تنگ ميشه!

 

قربون شكل ماه تك تكتون!

 

روي ماه همتونو ميبوسم!

تا پاييز خدا فظظظظظظظظظظظظظ 

*******************************************************

 

 

پروردگارا!

 

امروز دستانم را به سويت گشوده ام

 

ميخواهم آنچنان صدايت كنم كه به لرزه در آورم عرش كبرياييت را

 

و به سجود وادارم فرشتگان بارگاهت را

 

ميخواهم از ژرفترين خلآ قلبم نامت را بخوانم

 

خلئي كه سالهاست روحم را تسخير كرده

 

پروردگارا!

 

خلآ دوري از تو بيقراريهايم را فزوني بخشيده

 

دير زمانيست تسبيح كائناتت را نميشنوم و نياز دستانم را به جبروت الهيت فراموش كرده ام

 

اي يگانه ياورم!

 

گفته اي به قلبهاي شكسته نزديكتري

 

امروز ميخواهم از شكسته ترين قلب برايت بگويم

 

از قلبي كه مدتهاست خاموش و بيقرار در انتظار سوسوي اميدي ميتپد

 

ميخواهم نامت را بخوانم!

 

ميدانم بيجواب نميمانم!

 

ميدانم از زلال مهربانيهايت بي دريغ نميمانم!

 

ميخواهم چنان صدايت كنم كه فرشتگانت برايم اشك بريزند

 

شايد قطره اشكي بر من ببارد و منزهم گرداند از هرچه آلودگي

 

بسان كودكي هستم كه در انتظار آغوشي گرم اشك ميريزد و مينالد

 

بسان كودكي كه تشنه ي محبت مادر و دستان گرم پدر است

 

مرا در آغوش بگير!

 

برايم لالايي عشقت را بخوان!

 

باشد كه دوباره ببينم در روياهايم آنچه را كه سالهاست گم كرده ام

 

مرا در آغوش بگير!

 

ميدانم تنها بوسه اي گرم بر گونه هايم تسكين دردهاي بيكسيم است

 

كودكي بيقرار در انتظار توست آغوش بگشا

 

                                           خیلی دوست دارم عزیزم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 16:57  توسط Mory  | 

سلام به همه دوستای خوب من, همراهای همیشگی عسل بانو

امروز فقط اومدم دوتا چیز رو تسلیت بگم و برم

یکیش مال دیرزوه یکیشم مال فردا. واسه همین امروز دوتاشو با هم بهتون تسلیت میگم

یکیشو که دیگه همه میدونن. همون گلی که "مردان خلیج فارس" با بازی خیره کنندشون به سرمون زدن

یکی دیگشم سالگرد وفات مرحوم دکتر علی شریعتی (ع) که به مناسبت سالگرد شهادت ایشون تکه ای از سخنان دلنشینشو براتون مینویسم

و خدا آفریدگار بود و دوست داشت بیافریند

زمین را گسترد

و دریاها را با اشکهایی که در تنهایی اش ریخته بود پر کرد

و کوههای اندوهمندش را که در یگانگی دردمندش بر دلش توده گشته بود بر پشت زمین نهاد

و جاده ها را که چشم به راهیهای بیسو  و بی سرانجامش بود بر سینه ی کوهها و صحراها کشید

و از کبرییایی بلند و زلالش آسمان را بر افراشت

و دریچه ی همواره بسته ی سینه اش را گشود

و آههای آرزومندش را که در آن از ازل به بند بسته بود در فضای بیکران جهان رها ساخت

با نیایشهای خلوت آرامش سقف هستی را رنگ زد و آرزوهای سبزش را در دل دانه ها نهاد و رنگ نوازشهای مهربانش را به ابرها بخشید

و از این هرسه ترکیبی ساخت و بر سیمای دریاها پاشید

و رنگ عشق را به طلا ارزانی داد

و عطر خوش یادهای معطرش را در دهان غنچه های یاس ریخت و بر پرده ی حریر طلوع سیمای زیبا و خیال انگیز امید را نقش کرد

و در ششمین روز سفر تکوینی اش را به پایان برد و با نخستین لبخند هفتمین سحر بامداد حرکت را آغاز کرد

روحش شاد

*******************************************************

خبر تازه اینکه خوشبختانه وبلاگ "خیال پرواز" به مدیریت دوست گلم رزیتا که تو پست قبلیم گفته بودم هک شده با اسم "همیشه باتو" به فعالیتش ادامه میده که تو لینکدونی سمت چپ نوشتمش!

در پایان هم چند تا عکس از هموطنان عزیزمون که اون بیچاره ها هم مثل ما آرزوهاشو نقش بر آب شد

قبل بازی جوگیر بودن خوشحالی میکردن. جدی نگیرید!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 0:53  توسط Mory  | 

 

چي بگم وقتي كه آفتاب نميتابه

 

وقتي بارون نميباره

 

وقتي مرغ زخمي شب رو ديوارای خونمون ميناله

 

وقتي ديواري به دستي نميلرزه

 

دل سلاخي از اين بغض پر از خون نميترسه چي بگم؟

 

زندگي با اينهمه غم نمي ارزه

 

چي بگم وقتي قناري تو بهارم نميخونه

 

توي آسمون ابري يه ستاره نميمونه

 

وقتي حوضا پر خونه دستا بستست

 

شعر آزادي رو هيشكي نميخونه چي بگم؟

 

زندگي با اينهمه غم نمي ارزه

 

با تو آسان ميشد از دست سياهي ها گريخت

 

رو به سوي ظلمت شبهاي بي فردا گريخت

 

بي تو اي آزادي اي والاكلام

 

گر نباشي در ميان بايد كه از دنيا گريخت

 

*******************************************************

 

سلام به همه شما دوستای عزیزتر از جونم

 

یه خبر تازه دارم واسه دوستایی که از وبلاک خیال پرواز دیدن میکردن

 

اونم اینکه وبلاگ "خیال پرواز" که مال دوست عزیزم رزیتاست توسط یه مردم آزار هک شده !

 

ایشالا وقتی وبلاگ جدید دوست گلم رزیتا راه افتاد آدرس جدیدشو براتون میزارم

 

ضمنا" خدمت دوست گلم مسیح عرض کنم که نمیدونم چرا نمیتونم تو وبت نظر بزارم.

 

یعنی لینک نظرات غیب شده!

 

امیدوارن این مشکل هرچه زودتر رفع بشه تا بتونم دوباره واسه پستهای قشنگت نظر بدم!

 

به هر حال بابت این موضوع معذرت میخوام

 

قربون شکل ماه تک تکتون

 

میبوسمتون

 

یاحق!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 2:1  توسط Mory  |