تبليغاتX
عسل بانو
عشق به شکل پرواز پرندست...

هر کس گمشده ای دارد
و خدا گمشده ای داشت
هر کس دوتاست و خدا یکی بود
.
و یکی چگونه می توانست باشد؟
هر کس به اندازه ای که احساسش می کنند هست
و خدا کسی که احساسش کند نداشت
.
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی که آن را ببیند
.
خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمند
.
و زیبائی ها تشنه دلی که عشق بورزد به او....

                                                      

                                                                              مرحوم دکترعلی شریعتی (َع)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 11:54  توسط Mory  | 

کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند

تنگناهای سینه مان دشت محبت می شدند

سادگی مهر و وفا قانون انسان بودن است

کاش قانون هایمان یک دم رعایت می شدند

اشک های همدلی از روی فکر است و فریب

کاش روزی چشمهامان با صداقت می شدند

گاهی از غم می شود حیران دلم ای کاشکی

بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 11:50  توسط Mory  | 

 

به خدا دلم برات خیلی تنگ شده

امروز دلم خیلی واسه هر دومون سوخت که چرا اینقدر از هم دوریم

دلم میخواد گریه کنم

چرا همه باید کنار هم باشن اما ما من و تو....

چرا این انتظار تموم نمیشه؟

چرا باید اینقدر ازت دور باشم؟

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 11:46  توسط Mory  | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 11:32  توسط Mory  | 

از تو ای شادترين

ای تازه ترين

توکه سرسبزترين منظره ای

توکه سرشارترين احساسی


توکه سنگ صبورم بودی

درتمام لحظاتی که خدا شاهد اندوهم بود


به تو مي انديشم

به تو ميبالم و از تو ميگيرم

هرچه انگيزه درونم دارم

من شباهنگام

آندم که ترا نزد خودم ميبينم

بهترين ارامش . برترين خواهش و احساس نياز

در درونم ميجوشد

روزها ميگذرد

عشق ما رو به خدايی شدن است

رو به برتر شدن از هر حسی

که در اين عالم خاکيست

دوستت دارم از همين نقطه خاکی تا عرش

از زمين تا به خدا
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 11:14  توسط Mory  | 

دلم برات تنگه عزیز یادی نمیکنی ز من

دارم دیوونه میشم و نمیبینی نیاز من

میخوام ببینمت ولی فصله از من تا خداست

خودم هزارو یک طرف همه حواسم به شماست

وقتی نمیبینم تو رو چشمامو واسه کی بخوام

نفس برام سمی میشه هوا رو واسه کی بخوام

ا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 10:33  توسط Mory  | 

میدونی؟ آسمون همیشه آبی نیست.همیشه هم صاف نیست.گاهی ابریه و گاهی بارونی! و همیشه هم بارون نمیباره!

خوب این طبیعتشه!

ولی اون موقع هایی که داره بارون میباره برو بشین پای درد دل آسمون ببین چی میگه!

چرا داره گریه میکنه؟!

دلتو بده آسمون و عوضش ازش چند تا ستاره بگیر!

گاهی آسمون پر از ستارست ولی یه ستاره میون اون همه بزرگتر و قشنگتر و درخشانتره!

من اسمشو گذاشتم ستاره تو!

میدونی؟ وقتی به ستاره تو نگاه میکنم, وقتی بهش خیره میشم یا بهش چشمک میزنم ازم یه سوال میپرسه!

میگه : دوستم داری؟؟؟؟؟؟؟

منم میگم : دوست دارم!

ولی دیشب ازم یه سوال دیگه پرسید! گفت: چرا تو هیچوقت ازم نمیپرسی که دوست دارم یا نه؟

منم ازش پرسیدم دوستم داری؟

میدونی چی گفت؟ گفت:قلبتو بده!

گفتم: چه جوری؟

گفت: چشماتو ببند. یه نفس عمیق بکش. بعد دلتو رها کن. قلبت پرواز میکنه و خودش میاد پیشم!

منم همون کاری رو کردم که ستاره گفت.

ستاره قلبمو گرفت. روش یه چیزی نوشت و بعد پسش داد.

نوشته بود : دوست دارم!

ستاره "تو" تو قلبم موند. هنوزم هست. تا آخرش هم میمونه! میدونی چرا؟

چون بهم گفت :

حقیقت هیچ وقت نابود نمیشه چون چیزیه که باید وجود داشته باشه!

راستی بیا این دفعه که داره بارون میاد بریم پشت پنجره و به درد دل آسمون گوش کنیم.

وقتی شب میشه بیا به ستاره ها نگاه کنیم.

وقتی میخوایم بخوابیم بیا با هم به ماه شب به خیر بگیم.

وقتی صبح میشه بیا طلوع آفتابو که پر از عشقه با هم ببینیم!

بیا تا آخرش عاشق بمونیم!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 10:13  توسط Mory  | 

عشق یعنی سوختن یا ساختن

          عشق یعنی زندگی را باختن

                    عشق یعنی انتظار و انتظار

                             عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

                                      عشق یعنی دیده بر در دوختن

                                                عشق یعنی در فراقش سوختن

                                                         عشق یعنی لحظه های التهاب

                                                                  عشق یعنی لحظه های ناب ناب

                                                                        دلم واست خیلی تنگه عزیزم   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 9:50  توسط Mory  | 

هر کس سرنوشتی دارد که آن را پیدا میکند

من سرنوشتم را در نگاه کردن به چشمای تو یافتم!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 9:40  توسط Mory  | 

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی پرسه در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش و گرمای تب

 

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از شب لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس طعم خوب عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

 

بوسه آغازی برای ما شدن

لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه سرفصل کتاب عاشقی

بوسه رمز وارد دلها شدن

 

بوسه آتش می زند بر جسم و جان

بوسه یعنی عشق من با من بمان

شرم در دلداگی بی معنی است

بوسه برمی دارد این شرم از میان

 

طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است

بهترین هدیه پس از یک انتظار

بشنوید از من فقط یک بوسه است

 

بوسه را تکرار می باید نمود

بوسه یعنی عشق و آواز و سرود

بوسه یعنی وصل جانها از دو لب

بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود

 

بوسه راه خانه تو تا من است

بوسه رقص روح در جشن تن است

 

بوسه نقب عطر در شبهای ماست

بوسه شهد عشق بر لبهای ماست

 

بوسه سهم آدم از عصیانگریست

بوسه تنها ارث حوا از پریست

 

بوسه عاشق را تسلی میدهد

بوسه عارف را تجلی میدهد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 9:32  توسط Mory  | 

 

بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي

 
فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت

 
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
 جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه

 
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه

 
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون


فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم

 
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي


نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت


به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
 يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته

 
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره

 
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي

 
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
 يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب


فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه

 
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني


اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون

 
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

 
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره


غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه

 
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
 مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه

 
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره


از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون

 
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره

 
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم


امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني


گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست


عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه


تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم

 
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير


حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه

 
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه


تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه

 
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

 
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم


اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب

 
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن


يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره 
مری  همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره

                                                    

                                                         دوست دارم عزیزکم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 2:18  توسط Mory  | 

بده دستاتو به دستم
تا با هم کلبه بسازيم
کلبه ای پر ازمنو تو
از منو تو ما بسازيم
دور بشيم از همه مردم
واسه درد هم بميريم
با ستاره ها بخوابيم
با ترانه جون بگيريم
کلبه ای اندازهء عشق                                             
باغچه اي وحوض و گلدون
سر تو باشه رو شونم
مثل ليلا مثل مجنون
تو بشی مادر گلها
من بشم بابای بارون
من واسه تو, تو واسه من
کلبه اي مي خوام تو باقچه ش پر باشه از آسمون
حياتشم سر تاسرش باشه چمن
فقط واسه تو واسه من
توکلبمون خدا باشه
خوشبختيمون قد تموم آسمون
سافو بي انتها باشه
کلبه ای اندازهء عشق
باغچه اي وحوض و گلدون
سر تو باشه رو شونم
مثل ليلا مثل مجنون
تو بشی مادر گلها
من بشم بابای بارون
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 2:9  توسط Mory  | 

زندگي تو چشماي تو مي درخشه نازنين
نگاهت پر از شکوه آذرخشه نازنين

من ازت يک کلمه مي خوام به سادگي شب
من ازت يه دل مي خوام پر از سرور و شوق و تب

 دلاي ما عاشقن گرچه اسير فاصلن
لباي ما صادقن حتي اگه پر از گلن

 دستاي ما زبون نوازشو خوب بلدن
لباي ما بوسه وستايشو خوب بلدن

 تناي ما ريتم شبهاي سياهو مي شناسن
داغي و شيريني لمس گناهو مي شناسن

من و تو تازه رسيديم به ديار زندگي
آخه پشت سر گذاشتيم برهوت تشنگي

تو شب ما دوباره ستاره معني مي گيره
وقتي شرم و شِکوِه از ياد دلاي ما ميره

زندگي مون مال ماس چرا تباهش بکنيم؟
چرا با خرافه ها زشت و سياهش بکنيم؟

 جووني مون مال ماس نمي ذاريم هدر بشه
شباي قشنگمون با اشک و غم سحر بشه

بيا نزديکتر از اين به قلب بي غرور من
بيا تا که بشنوي تپيدن حضور من

بيا نزديکتر از اين تا نفساتو حس کنم
من مي خوام هجوم خواهش به رگاتو حس کنم

مي تونه بهتر از اين باشه شباي من و تو
وقتي که نترسن از بوسه لباي من و تو

 مي تونيم ساده و ارزون برسيم به يه بهشت
اگه از تن بکنيم رختاي بي جلوه و زشت

مي تونه خودش يه افسانه بشه قصة ما
چشم دنيا نبينه ديگه غم و غصة ما

                                                                     دوست دارم دیوونه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 11:30  توسط Mory  | 

!I LOVE YOU BABY

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 11:24  توسط Mory  | 

هر طلوع صبح دیگری است بر انتظار فرداهای من.

قاصدک خوش خبرم روزهاست که نیامده و من پشت پنجره تنهایی تو را میخوانم و خاطراتت را.

خواهم ماند در انتظار تو ..........

چرا در برگ تنهاییم نوشتم برایت , نمی دانم.

روزی خواهد آمد می دانم.

گریان نمیمانم.

خندانم برای ورودت ای عشق!

            تقدیم به عشق خودم ۷۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 0:10  توسط Mory  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 0:1  توسط Mory  | 

ای کاش هیچگاه چشمانم در چشمان پر فروغت خیره نمی گشت و

 

 عشق با این آتش سوز ناکش در جانم ریشه نمی کرد ،

 

ای کاش می شد که عشق فراموش شود

 

 ولی افسوس که ریشه هایش قطور و نا گسستنی است و

 

 همچون میله های زندان قلبم را به اسارت گرفته

 

 ای کاش از چشمانم نگاه ملتمسانه ام را می خواندی و

 

 می نگریستی که چگونه در انتظارت اشک می ریزد ولی افسوس!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 23:58  توسط Mory  | 

ديريست که دلدار پيامي نفرستاد
ننوشت سلامي و کلامي نفرستاد

صدنامه فرستادم و آن شاه سواران
پيکي نداوانيد و سلامي نفرستاد

سوي من وحشي صفت عقل رميده
آهو روشي کبک خرامي نفرستاد

 دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست
و از آن چون سلسله دامي نفرستاد

فرياد که آن ساقي شکر لب سر مست
دانست که مخمورم و جامي نفرستاد

چندانکه زدم لاف کرامات و مقامات
هيچم خبر از هيچ مقامي نفرستاد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 23:54  توسط Mory  | 

در زير نقاب متفکرانه چهره ات گذر تهی عابران نگاهم را از خيابان های پر تردد ذهنت چه آشکار ميبينم.

 و چه کسل می شود شوق کودکانه دلم هنگامی که می خواهم شعرم را در الفاظ نگاه تو بار دار کنم .

اما صداقت غزلک هايم با وفاتر از آن است که گريز شبانگاهی ات را از کوچه های فراموش شده زمان ناديده بگيرم و غرور مردانه دستم برای ماندنت دقيقه ها را التماس کند.

                                                                                              برای بهترینم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 0:52  توسط Mory  |