تبليغاتX
عسل بانو
عشق به شکل پرواز پرندست...

چشم من بيا منو ياري بكن

گونه هام خشكيده شد كاري بكن

غير گريه مگه كاري ميشه كرد

كاري از ما نمياد ياري بكن

 

اون كه رفته ديگه هيچوقت نميا د

تا قيامت دل من گريه ميخواد

 

هرچي دريا رو زمين داره خدا

با تموم ابراي آسمونا

كاشكي ميداد همه رو به چشم من

تا چشام به حال من گريه كنن

 

اون كه رفته ديگه هيچوقت نميا د

تا قيامت دل من گريه ميخواد

 

قصه ي گذشته هاي خوب من

خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن

حالا بايد سر رو زانوم بذارم

تا قيامت اشك حسرت ببارم

 

دل هيشكي مثل من غم نداره

مثل من غربت و ماتم نداره

حالا كه گريه دواي دردمه

چرا چشمام اشك شوق كم مياره

 

اون كه رفته ديگه هيچوقت نميا د

تا قيامت دل من گريه ميخواد

 

خورشيد روشن ما رو دزديدن

زير اون ابراي سنگين كشيدن

همه جا رنگ سياه ماتمه

فرصت موندنمون خيلي كمه

 

اون كه رفته ديگه هيچوقت نميا د

تا قيامت دل من گريه ميخواد

 

سرنوشت چشاش كوره نميبينه

زخم خنجرش ميمونه تو سينه

لب بسته سينه غرقه به خون

قصه ي موندن آدم همينه

 

اون كه رفته ديگه هيچوقت نميا د

تا قيامت دل من گريه ميخواد

***********************

داریوش>آلبوم چشم من>چشم من (۵)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 22:53  توسط Mory  | 

مولا علي (ع) ميفرمايند:

كسي كه دوست يا رفيقي نداره جاني ناتوان داره و ناتوانتر از او كسيه كه دوستي رو كه داره به رايگان از دست بده

 

خدايا متبركم گردان تا بياموزم هر چه را آنگونه كه تو ميبيني ببينم

و به همه چون تو عشق بورزم. آنگاه بي ترديد دنيا لبريز از تو ميشود و به هركجا كه رو كنم تو آنجا هستي

 

خدايا آرامشي عطا فرما تا بپذيرم هرآنچه را كه نميتوانم تغيير دهم

قدرتي كه تغيير دهم آنچه را كه ميتوانم

و دانشي كه تفاوت آندو را بدانم   

 

خدایا من نمیخوام تنها بمونم. به بزرگی خودت این دوستای گلم رو ازم نگیر

خوب میدونی که من هنوزم امیدوارم که برگرده. پس کمکم کن

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 0:22  توسط Mory  | 

 

دل من ديگه خطا نكن

با غريبه ها وفا نكن

 

زندگي رو باختي دل من

مردم رو شناختي دل من

 

تا به كي سراپا حقيقتي؟

تا به كي خراب محبتي؟

 

همنشين اين و اون ميشي

خسته و پريش و خون ميشي

 

دشت بخت تو كوير ميشه

مرغ آرزوت اسير ميشه

 

ساكت و صبوري دل من

مثل بوف كوري دل من

 

زندگي رو باختي دل من

مردم رو شناختي دل من

 

توي خون نشستي دل من

بيصدا شكستي دل من

 

****************************

داریوش>آلبوم آهای مردم دنیا>دل من دیگه خطا نکن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 0:2  توسط Mory  | 

چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست

ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشاييست

 

مرا در اوج ميخواهي تماشا كن تماشا كن

دروغين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن

 

در اين دنيا كه حتي ابر نميگريد به حال ما

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

 

فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالیست قلم خشکیده در دستم

 

گره افتاده در كارم به خودكرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم؟

 

رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود رها كردند

همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

 

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند

به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

 

گره افتاده در كارم به خودكرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم؟

 

رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود رها كردند

همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

**********************************

داریوش>آلبوم به من نگو دوست دارم> نیستی (۲)

داریوش>آلبوم نیستی>نیستی(۱)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 6:51  توسط Mory  | 

سلام عزیزان

اینم جدیدترین آهنگ ابی که همین امروز اومده تو بازار

دانلود یادتون نره

***************************************

من اگه خدا بودم شهر بم هرگز نميلرزيد

نيمه شب اون غنچه نوزاد از نگاه مرگ نميترسيد

 

من اگه خدا بودم مادراي دجله خونين نميمردن

از فرات سرخ آلوده نو عروسا ماهي مرده نميخوردن

 

من اگه خدا بودم دختراي اورشليم و غزه و سيدا

جاي حكم تير و نارنجك ترانه مينوشتن روي ديوارا

 

هركسي جاي خدا بود شاهد اين روزگار و اين زمين زار

دست كم معجزه اي ميكرد براي بچه هاي بيكس و بيمار

 

اگه كفره كلام من يكي حرفي بگه بهتر

وگرنه واژه ي واژه نميبازم من كافر

 

صداي زنگ بيرحمي سر هر كوچه و برزن

به گريه ميرسه از درد دل سنگ و دل آهن

 

اگه ديوار كجيها رفته بالا تا ثريا

دست معمار خدا بود خشت اول من و ما

 

چه عيبي داشت اگه فردا جهان بهتر از اين ميشد

خدا ميرفت و يك مادر پرستار زمين ميشد

 

اگه كفره كلام من يكي حرفي بگه بهتر

وگرنه واژه ي واژه نميبازم من كافر

 

صداي زنگ بيرحمي سر هر كوچه و برزن

به گريه ميرسه از درد دل سنگ و دل آهن

 

من اگه خدا بودم شهر بم هرگز نميلرزيد

 

Download

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 18:56  توسط Mory  | 

سلام دوستان خوبم

حالم خیلی گرفتست

امروز بعد از ۲۰ روز جنازه سلطان (ماشینمون) تو اسلامشهر پیدا شد

ولی کاشکی پیدا نمیشد

فقط یه بدنه مونده. نامردا هیچی نذاشتن بمونه. لخت لختش کردن

انگار دیگه خدا هم با ما قهره. نمیدونم چرا هرچی بلاست باید یه دفعه سر من بدبخت بیاد؟

فقط میتونم از ................ ممنون و متشکر باشم که اینهمه امنیت و آزادی واسمون به امغان اوردن!! واقعا" دستشونو باید بوسید

خودتون نقطه چینو پر کنین چون دوست ندارم وبلاگمو ببندن

اینجاست که عشق من حضرت داریوش میگه:

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد!!!!!

روزگار غریبیست نازنین. روزگار غریبیست

خوش باشین عزیزان

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 18:38  توسط Mory  | 

ديشب تا صبح راه رفتم.

تازه برگشتم خونه

يه چيزي حدود 40-30 كيلومتر راه رفتم

راه رفتم و فكر كردم

فكر كردم كه چرا بايد هميشه تنها باشم

چرا رفيقام يكي يكي تنهام ميذارن با اينكه ميدونن من به وجودشون نياز دارم

هنوز نتونستم عيب بزرگ خودمو پيدا كنم

چرا همه از من فرارين؟

ديشب هم يكي ديگه از بهترين دوستام واسه هميشه منو گذاشت كنار

بي دليل برگشت و هرچي از دهنش در اومد بهم گفت

اصلا" اومده بود كه رفاقتو بهم بزنه

اما كاش بهم ميگفت چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هنوزم اميدوارم كه برگرده اما چه فايده

كسي كه يه اين سادگي قانون مقدس دوستي رو زير پا ميذاره.....

جز آرزوي مرگ هيچي تو سرم نيست

و آرزوي خوشبختي و سعادت واسه تك تك دوستاي گلم

 

آه اي خداي من

من در اين غمكده تنهايي خود چيزي دارم كه تو در عرش كبرياييت نداري

من چون تويي دارم و تو چون خود نداري!!!!!!

 

قربون همتون

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 9:0  توسط Mory  | 

ميميرم برات

نميدونستي ميميرم بي تو و بدون چشات

رفتي از برم

تو نميدونستي كه دلم بسته به ساز صدات

آرزومه كه بدوني عاشقتمو ميميرم برات

*****************************

 عاشقم هنوز

نميخواستي كه بموني و بسوزي به ساز دلم

گفتي من ميرم

تو ميخواستي بري تا فرداها يار خوشگلم

برو راهي نيست تا فردا باور خوشگلم

يار خوشگلم

*****************************

سفرت به خير

اگه ميري از اينجا تك و تنها تا يه شهر دور

برو كه رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور

به يه راه دور

*****************************

سفرت به خير

برو گر شكستي ز من ميتوني دوباره بساز

از دلي شكسته نا اميد و خسته تو باز برو

از دلي شكسته نا اميد و خسته تو باز برو

تو بازم برو

*****************************

نميخوام بياي

نميخوام ميون تاريكي من تو حروم بشي

نميخوام ازت

نميخوام مثل يه شمع بسوزي برام تا تموم بشي

برو تا بزرگي ميخوام كه فقط آرزوم بشي

آرزوم بشي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 3:12  توسط Mory  | 

خدایم!

خدایم!

آه ای خدایم!

صدایت میزنم بشنو صدایم

شکنجه گاه این دنیاست جایم

به جرم زندگی این شد سزایم .

آه ای خدایم. بشنو صدایم

مرا بگذار با این ماجرایم. نمی پرسم چرا این شد سزایم

آه ای خدایم بشنو صدایم

**************************************

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

مگه من چه گناهی کردم که باید همیشه تنها باشم؟

چرا همه از من فرارین؟

دیگه جز تو امیدی واسه زنده بودن ندارم

حیف که به خداوندی خودت قسم خوردم خودکشی نکنم

اگه تو ازم رو برگردونی دیگه قسمم هم اعتبار نداره

اصلا" مگه همه نمیگن که من مرد نیستم؟

پس اگه زنم که نمیشه به حرفم اعتماد کرد

فقط امیدم به خودته خدا

همه رفیقام تنهام میذارن. اما وای به اون روزی که تو تنهام بذاری

تو رو به عظمتت تنهام نذار خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خواهش میکنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:13  توسط Mory  | 

آدمک آخر دنياست ٬بخند         

   آدمک مرگ همين جاست ٬بخند

      آن خدايي که بزرگش خواندي

         به خدا مثل تو تنهاست ٬بخند

            دست خطي که تو را عاشق کرد

               شوخي کاغذي ماست٬بخند

                  فکر کن درد تو ارزشمند است

                     فکر کن گريه قشنگ است ٬بخند

                        صبح فردا به شبت نيست که نيست

                           تازه انگار که فرداست ٬بخند

                              راستي آنچه که يادت داديم

                                 پر زدن نيست که درجاست ٬بخند

                                     آدمک نغمه ي آغاز نخوان

                                        به خدا آخر دنياست ٬بخند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 0:3  توسط Mory  | 

با هم کنار برکه نشسته بودیم پرسید: برای چه زنده ماندی و زندگی میکنی؟

 در حالیکه که از ته دل فریاد میزدم فقط برای تو، گفتم: برای هیچ!!!

پرسیدم تو برای چه زنده ماندی و زندگی میکنی؟

پاسخ داد: برای کسی که برای هیچ زنده مانده و زندگی میکند

 

 تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم 

 شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 18:54  توسط Mory  | 

ميدوني چرا با ديوار رفيق شدم؟

آخه اگه يه روزي بياد كه ديگه هيشكسي نباشه كه روي شونه هاش گريه كني ميتوني به ديوار پناه ببري

 اگه ديوار از زيرت شونه خالي كرد روي سرت خراب ميشه و ديگه نيازي به گريه كردن نداري چون بقیه واست گريه ميكنن...

پس فقط پناهت ديوار باشه!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 0:30  توسط Mory  | 

عشق تو تو قلب من ریشه دوونده،‌ چه‌کنم؟

قلبم از عمق نگات یک چیزی خونده، چه‌کنم؟

 

بس که زل زدم به‌اون پنجره‌ها یواشکی

دیگه تو چشمای من رمق نمونده، چه‌کنم؟

 

التماس کردم به چشمام تا که بیدار بمونن

اومدی، خواب بودم این منو سوزونده، چه‌کنم؟

 

دست گذاشتم روی قلبم تا که آروم بگیره

ولی دست به‌یاد تو همونجا مونده،‌ چه‌کنم؟

 

سرزنش نکن منو چرا همش اینجا میام

ناز اون نگات منو اینجا کشونده‌، چه‌کنم؟

 

به‌خدا دلم می‌خواد بازم براش شعر بخونم

ولی اون شعرای قبلی‌مو نخونده، چه‌کنم؟

 

اگه اون محل نده جون خودم عیب نداره

نمیدونم با این دل تنگ وامونده چه‌کنم

 

آخه اون هزار هزار عاشق دلباخته داره

مرد تنها منم و از همه رونده، چه‌کنم؟

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 1:46  توسط Mory  | 

MY HEART WILL GO ON

  Celine Dion

Every night in my dreams
هر شب در روياهام
I see you, I feel you
من تو رو مي بينم من تو رو احساس ميکنم
That is how I know you go on
مي دونم به همين صورت ادامه پيدا خواهد کرد
Far across the distance and spaces between us
فاصله و فضايهاي بين ما رو
You have come to show you go on
اومدي نشون بدي که ادامه پيدا خواهد کرد
Near, far, wherever you are
نزديک دور هرجا که هستي باش
I believe that the heart does go on
بر اين باورم که دل ادامه خواهد داد
Once more you open the door
يه بار ديگه در رو باز ميکني
And you're here in my heart
و تو اينجا در قلب مني
And my heart will go on and on
و قلبم ادامه خواهد داد و ادامه خواهد داد
Love can touch just one time
و عشق يه روز ما رو لمس خواهد کرد
And last for a lifetime
و يه عمر دوام خواهد داشت
And never let go till we're one
و اجازه نخواهيم داد که يکي (تنها)بشيم
Love was when I loved you
عشق زماني بود که تو رو دوست داشتم
One true time I hold to
وقتيکه حقيقتا در آغوش گرفتم
In my life we'll always go on
در حيات من
ما ادامه خواهيم داد
Near, far, wherever you are
نزديک دور هرجا که هستي باش
I believe that the heart does go on
بر اين باورم که دل ادامه خواهد داد
Once more you open the door
يه بار ديگه در رو باز ميکني
And you're here in my heart
و تو اينجا در قلب مني
And my heart will go on and on
و قلبم ادامه خواهد دادو ادامه خواهد داد
There is some love that will not go away
اينجا يه عشق رها نشدني وجود داره
You're here, there's nothing I fear
تو اينجا هستي پس چيزي براي اينکه من بترسم نيست
And I know that my heart will go on
و ميدونم قلبم ادامه خواهد داد
We'll stay forever this way
و براي هميشه به اين شکل خواهيم ماند
You are safe in my heart
در دلم ايمن هستي
And my heart will go on and on
و قلبم ادامه خواهد داد و ادامه خواهد داد

 تقدیم به عزیزترینم

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 16:4  توسط Mory  | 

 

گفتم شايد نديدنت از خاطرم دورت كنه

 

 ديدم نديدنت فقط مي تونه كه كورم كنه

 

 گفتم صداتو نشنوم شايد كه از يادم بري

 

 ديدم تو گوشام جز صدات نيستش صداي ديگري

 

 نديدن و نشنيدنت عشقت رو از دلم نبرد

 

 فقط دونستم بي تو دل پرپر شد و گم شد و مرد

 

 بعد تو توی لحظه هام حتي يه غنچه گل نداد

 

 همش مي گفتم به خودم نكنه بميرم و نياد

 

 اين روزا محتاج توام من نميگم دلم مي گه

 

 فردا اگه مردم نيا چه فايده توش داره ديگه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 16:1  توسط Mory  | 

عاشقی تنها به شرط ناله و فریاد نیست

 تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست

 

با تمام وجودم دوستت دارم عزیزم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 15:37  توسط Mory  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 13:37  توسط Mory  | 

عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی همچواحسان پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن

 

عشق یعنی خدا

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 13:23  توسط Mory  | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 1:22  توسط Mory  | 

در لحظات شادی خدا را ستایش کن.

در لحظات سختی خدا را جستجو کن.

در لحظات آرامش خدا را مناجات کن.

در لحظات درد آور به خدا اعتماد کن.

و در تمامی لحظات خدا را شکر کن.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 1:1  توسط Mory  |